امروز، قید استراحتِ بعد دوره و چه و چه را زدم و رفتم مدرسه. تا چهار کلاس داشتیم و بعد، تمام کتابهایی را که این چند وقت برایمان خریده بودند و کتابهای مصوب آموزش و پرورش را (همان کتابهای مثلا درسی!) برداشتم و قصد خانه کردم. سنگین بود و بدنم را کج میکرد. چند قدم بیشتر نرفته بودم که انگشتهام بی حس شدند. هرچند قدم مجبور بودم کتابها را بگذارم زمین و نفس تازه کنم. (مسیر ماشینخور نبود.)
یادم افتاد بابا اگر بود همه اینها را با یک انگشت برمیداشت.
...
بعد یاد این افتادم...
این چیزیست که شما برابری زن و مردش نام مینهید...
+ شاید مغلطهگونه باشد، اما مغلطه نیست.
+ برای خواندن بیشتر ادله تاریخی راجع به این موضوع، میتوانید به کتاب «نظام حقوق زن در اسلام»، از شهید مطهری مراجعه کنید.
+ بعضی وقتها آدمها چیزهای سادهای را نمیدانند...
+ مذهب، بی تحریف، عین مدرنیته سالم است. مدرنترین مکتب، و تا این را اثبات نکنیم، ملحدان روشنفکر خواهند بود..
+ من همیشه از این اثباتها ترسیدهام. از «سنجیدن» دین در کنار مکتب دیگری برای اثبات حقانیت دین.. من همیشه به شدت از این سنجشها ترسیدهام و باید تجربه کنید که بدانید چه میگویم...
برچسب: حق النقض,حق يعطي علي الطريق,حق ميت,حق يعطي علي الطريق من 6 حروف,حق,يعطى على الطريق,حق الزوج,حق العمل والاقامه,حق المسلم على المسلم,حق وتو,حق الفيتو,
نویسنده: آرین زارعینیا