خرید بک لینک

برگشته بود به مامانم گفته بود:


خاله تو رو خدا دعا کن بچه مامانم آبجی باشه..




هیچی دیگه؛ بچه مامانش آبجی شده.


کاش اسمشو بذارن روشنا. رها و روشنا. روشنا؟ روشنای قشنگم؟ حالا که رها داره میره مدرسه که جا بگیره تو عقلانیت آدما، تو داری میای ک بازم یکی باشه که شترای توی آسمونو با هم بشمریم. روشنا؟ روشنای قشنگم؟ دلم برات یه ذره شده... ندیده!



روشنا؟ روشنی؟ روشن؟

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1396 ساعت: 1:13

صفحه بندی