خرید بک لینک

در فراسویِ مرزهای تنت تو را دوست میدارم.


آینهها و شبپرههای مشتاق را به من بده

روشنی و شراب را

آسمان بلند و کمانِ گشادهی پل

پرندهها و قوس و قزح را به من بده

و راه آخرین را

در پردهئی که میزنی مکرر کن.


*


در فراسوی مرزهای تنم

تو را دوست میدارم.


در آن دوردستِ بعید

که رسالتِ اندامها پایان میپذیرد

و شعله و شورِ تپشها و خواهشها

به تمامی

فرومینشیند

و هر معنا قالب لفظ را وامیگذارد

چنانچون روحی

که جسد را در پایانِ سفر،

تا به هجومِ کرکسهای پایانش وانهد..


*


در فراسوی عشق

تو را دوست میدارم،

در فراسوهای پرده و رنگ.


در فراسوی پیکرهایمان

با من وعده دیداری بده.




| شاملو - اردیبهشت 1343

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 12 ارديبهشت 1396 ساعت: 16:28

صفحه بندی