خرید بک لینک

بیشتر از همیشه ناخوشاحوالم. بیشتر از همیشه داغم. انقدر داغم که انگار یک قم درون خودم دارم. یکسری رگ که کم مانده از نازکای پوست دستم بکشد بیرون و فواره کند. یک عالم حرف دارم که هیچ جا نمیشود زد. به هیچکس نمیشود گفت. یک عالم آغوش باز دارم که خالیست. چندتا دست نوازش دارم برای موهای یتیمی، و خودم چندتا دستِ نوازش میخواهم؛ از سر یتیمی...

تنهام. آن خطوط نانوشته، توی مغزم به هم پیچیدهاند. دلم، خودش خودش را مچاله میکند. فحش میدهندم. فحش میخورم. گریه دارم و گریهام نمیآید. توی دلم جشن است؛ جشن گلابگیری. گلابها را توی تشتهای بزرگ میریزند، سرش گلپر، سرش دلم را دانه میکنند و بعد هم میزنند... گریه دارم و شانه ندارم. از سرِ بی شانگی، گریه دارم و گریهام نمیآید...

هنوز به راهی که میروم دل ندادهام. هنوز شبها خوابم نمیبرد از فکر. هنوز سرِ همان هزارراهم.

نیمه روشنفکرم دارد از بین میبردم. نیمه کتابهای خارجی. نیمه موسیقیها. نیمه بیخوابی شب از سر دلتنگیهای مضحک. نیمه سینماییام که از دلتنگیها فیلم میسازد و موسیقی متن جاگذاری میکند. نیمه نسکافه. نیمه آیسکافه. نیمه قهوه تلخ. نیمه وسط آمریکا. نیمهای که همالان منتظر است تا سالِ بعد که نتایج کنکور بیاید و چار سالِ بیوتکِ تهران را که خواند، چمدان کنارش را لباس پر کند و برود. نیمه فرار. نیمهای که ضریح را نمیبوسد. نیمه سلام از دور. نیمه عاشقیهای کافهای. نیمه «همان همیشگی». نیمهای که انار دوست دارد، اما انارِ مردهشوربرده. انارِ تنهایی. انارِ عقلی. اناری که بنشیند جلوی انارنخوردهها، به اشتها بخورد. خرمایی که با دانههاش تنهاتنها کام شیرین کند. نیمه موسیقیها. نیمه معادلاتی. نیمه قیدِ غیب را زده. نیمه خطکشهای بیمعجزگی. نیمه تهرانی. تهرانی-آمریکایی. نیمه غالب. ...

دلم پیش دیگ آش رشتهی خیرات دایی بزرگهست. دلم پیش کاسهآشِ بزرگ است و پیاز داغِ فراوانی که هیچ وقت کم نمیآید. دلم پیش انارچینیهای دستهجمعی باغ ساوهست. دلم مانده سرِ قولِ علیواری. دلم پیش لهجه عربی عراق است. دلم پیش تلفظِ از تهِ حلقِ «حنشتاق لک» مانده. دلم میگوید به جان کندن هم شده اذانِ این کوچهها را - جان این شمعدانیها - ترک نکن. دلم پیشِ اذان است. دلم پیش نماز شب است. دلم گیرِ ناشعاریِ «عاشق کسی باش که عاشق حسین است» مانده. دلم شهادتِ «سلم لمن سالمکم» میدهد. دلم را عطش او دارد میکشد. دلم هنوز میفهمد که او نیست. دلم هنوز یادش نرفته. دلم بیوتک تهران نمیخواهد. برق شریف نمیخواهد. فیزیک شریف نمیخواهد. دلم انارِ شریکی میخواهد. علوم نامکشوف عاشقی میخواهد. شهودِ علومِ راهِ اربعین میخواهد. دلم علم اتصالبرانگیز میطلبد. دلم لهلهِ برای او شدن میزند. دلم دست و پایِ دلتنگی او را میزند. دلم شببیداریِ دلتنگیِ او را جواز داده. دلم شببیداری نماز شب را رضا داده. دلم تنگ است... دلم طی الأرض میکند تا کربلا... دلم طی الأرض میکند برای کربلا کردن آمریکا! دلم رؤیای صادقه میبیند از کربلای تهران. کربلای آمریکا...

شما که بیسربلندکردنی از کنارمان رد میشوید... شعرها و شهرها و موسیقیها و حرفهایتان را هم ببرید.. دلمان را نگذارید روبروی نیمه روشنفکرمان.. انصاف بدهید.. جنگ میشود؛ درد میآییم... از درون تجزیه میشویم... عشقتان را ببرید.. شما که اعتقادی به عشق نداشتید! چرا عاشقمان کردید؟ حلال نمیکنم... فکر کردهاید حال خوشیست توی دلت، سالن کنسرت و حسینیه کنار هم باشند؟ حلال نمیکنم...

برچسب: بگو شب بخوابه من بیدارم,بگو شب بخوابه من بیدارم دانلود,بگو شب بخوابه من بیدارم چاوشی,آهنگ بگو شب بخوابه من بیدارم,بگو شب بخوابه من بیدارم من شبو زنده نگه میدارم,به شب بگو بخوابه من بیدارم,متن آهنگ بگو شب بخوابه من بیدارم,دانلود آهنگ بگو شب بخوابه من بیدارم از چاوشی,دانلود آهنگ چاوشی بگو شب بخوابه من بیدارم,دانلود بگو شب بخوابه من بیدارم چاوشی, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 17:55

صفحه بندی