حس میکنم یه تیکه از خاطراتم باهاش رفت..
بی حسم همچنان.از صبح که فهمیدم.بهت زده.
چقدر سختی کشید!از آزار جنسی بگیر تا افسردگی و دوران سخت نوجوونی..
داشتم فکر میکردم چی میشه که یکی با وجود چیزایی که داره و عاشقشونه طناب میگیره دستش میره سمت اتاقش و خودشو حلق آویز میکنه..چی تو ذهنش میگذشته اون لحظه که باعث شده مرگو بیشتر از هرچیز دیگه ای بخواد..
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا