خودم حال ندارم بنویسم. نویسندهها هم خفه خون گرفتن! لذا اینو میذارم اینجا، از حسین شهبازیزاده (ایشالا که معرف حضور هس!) بخونید، گرچه خیلی ناقصه و احتمالا خود حسین شهبازی هم حال نداشته، ولی باز از هیچی بهتره. بخونید و بعد همه یکصدا تف کنیم تو صورت اصولگرایی و نواصولگرایی و قالیباف و رئیسی و روحانی و رژیم.
⬅️آقای قالیباف، بیخیال!
▪️آقای قالیباف اخیرا نامه ای منتشر کرده اند و هم قطارانشان را به حرکت و کوچ دست جمعی از #اصولگرایی به #نو_اصولگرایی دعوت کرده اند.
▪️گرچه در متن نامه و به خصوص در خلال سوالات پایانی آن، نویسنده به صورت تلویحی به ضعف و #شکست خود و جناحش در تعریف برخی متغیرهای بنیادین سیاسی و شاخصه های هویتی اقرار میکند و این خود میتواند محور بحث جداگانه ای قرار بگیرد، اما به هر حال با دقت به نام نویسنده و سوابقش و کارنامه ی جناحش مگر میتوان اندک امیدی به تغییر محسوس و نافع در آن ها داشت؟
▪️خیلی گنده تر از این حرف ها را پیش از انتخابات زدند و بافتند و منتشر کردند مگر چیزی جز شاهکار #جمنا ازش در آمد؟ در انتخابات قبل ترش هم #جبهه_متحد_اصولگرایان و در انتخابات قبل تر ترش هم دو به علاوه ی یک و...که به واقع هر کدام را میتوان به عنوان یک عبرت شاخص و مجزای "چه نباید کرد؟" به حساب آورد همه در خاطر داریم
که در همه این شاهکار ها آقای قالیباف و اطرافیانشان با دهان هایی پر از #تحول_طلبی و #تغییر_نگاه و #مردم و.... حضور فعال داشته اند.
به واقع نتیجه و بیلانه و اثر هر کدام از این ها با آن همه عکس و نشست خبری و شعار و ژست و الدرم بلدرم چه شد؟
▪️آیا به واقع جناب قالیباف تاب و تحمل شنیدن پاسخ صریح به سوالات مندرج در نامه شان را دارند؟ آیا عواقب آن را میپذیرند(؟) یا باید این نامه را هم صرفا یک فیگور طنز سیاسی در ردیف همان #انتشار_لیست_اموال در ایام تبلیغاتی به حساب آورد؟
▪️برای مثال سوال فرموده اند(به مضمون): چگونه باید از اصولگرایی به سمت نو اصولگرایی حرکت کرد و چطور باید اعتماد عمومی را جلب نمود؟
▪️اگر واقعا دنبال پاسخند؛ پاسخ اینست که: مردم باید آثار ملموس و واقعی #توبه را در شما مشاهده کنند.
مثلا و برای شروع خوب است بابت سال ها مدیریت شهر تهران و تخریب گسترده باغات و *تخلفاتی که در خصوص آن ها *اعلام جرم شد، و پرونده ی مشهور #املاک_نجومی که به اقرار رسانه ای دادستان _دست کم_ بخشی از تخلفات آن اثبات شد، مسئولیت حقوقی و کیفری متناسب را بپذیرید.بسم الله...
در غیر اینصورت...بی خیال!
* yon.ir/kjl2O
* yon.ir/swML6
+ حال ویرایش هم ندارم.
+ حالا امروز میخوایم بریم مخ یارو رو بزنیما! فحششم میدیم :)))) بدبخ.
+ البته باید داشته باشه که بزنیم؛ لذا عملیات رو ازپیششکستخورده اعلام میکنم.
+ مرررررررررگ.
+ مررررررررررررررگ!
+ باید انقدر نه بشنویم که آخرش یه آره بینشون باشه. به عبارتی، نههارو بالاخره باید بشنویم. در واقع شما اگر یه فضای نمونهای هزارتایی داشته باشی و یه سکه با دو روی آره و نه، شانس اینکه بار اول آره بیاد، یک هزارم نیست، مساوی همه شانسهای بعدی. اجازه بدید بگم ژان دالامبر خیلی هم درست میگفت، شانس اومدن آره، یا همون پیشامد مطلوب، توی پرتاب هزارم، یا پرتابهای نزدیک هزارم، به شدت افزایش پیدا میکنه. با رسم این روزگار کثافت هم بیشتر جور در میاد. (وادارم نکنید با مشتقات نظریه کوانتوم مبنی بر تغییر نتیجه آزمایش با حضور مشاهدهگر بهتون توضیح بدم. بپذیرید و بزنید به دل «نه»ها، بلکه صدوبیست سالگی برسید به «آره»هاش)
+ رتبه کنکورمو به هیچ احدی نمیگم، چون تصمیم ندارم نبوغ و هوش فوقالعادهمو با یه عدد اعتباری استحاله کنم. (قراره به هیچ بگیرمش). اونم درحالی که کل سال کنکور سردربالش مشغول زار زدن بودم. گل بگیرن کل ساختار نظام آموزشیتونو. و آموزشتونو. و نظامتونو.
+ راستی! ازونجایی که اگر راجع به یه موضوعی اظهار نظر نکنم میمیرم، بذارید بگم که جهرمی خیلی هم خوبه واسه وزارت ارتباطات. از سر اون مردک هم زیادیه. لااقل جوون و خوشگله. (سطح استدلال همینه که هست). امنیتی هم هست باشه! اون مردک خودشم امنیتیه. (به نقل از مراجع موثق).
+ و در آخر؛ قهر نکن عجیجم :)))))))))))))))))))))))))) (دست به دست کنید برسه به جهانگیری:)))))))))))))
+ و در آخر آخر؛ مملکت که نیست، دلقکخونهس. هرچند اصلا چیزی به اسم دلقکخونه نداشته باشیم. شمائم حرص نخور؛ برو یکم تخمه بخر بیا بشینیم ببینیم آخرش کی کیو از پشت اکانت ایمیل میکشه.
+ میدونی؟ کاش اونقدر جرئت داشتم که واقعا میرفتم ریاضی میخوندم؛ یا فیزیک. عاشقشونم. البته نه عاشق درسای مسخره دبیرستانی :)
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا