دوست عزیز؛ من هم مثل تو متأسفم که در این مملکت بهگهکشیده به دنیا آمدهام، اما میخواهم خواهش کنم کمی شعور خرج کنی و دنبال علتهای کلان اینهمه فاجعه باشی، و بیآنکه مداوم خودت را تا سطح گاو تقلیل بدهی و هیچ بپنداری و سردرگوشی برای هر بدبختی سری تکان بدهی و بروی دنبال خبر بعد، بلند شوی و بسازی. کاری که من میکنم. کاری که خیلیهای دیگر میکنند. قدمهایی که برمیداریم تا یک تکه از تمام جهان را روی دستهایمان بالا ببریم، با جان، با خون، گرچه خودمان زیر آوار معشوقمان ماندهایم. زیر آوار وطن.
ببین، جای چنگ و خون این دختربچه هجده ساله را روی تن کمجانش ببین. و این را بدان، نهایتا همه ما در یک دهکده زندگی میکنیم. زیر پتو خوابیدن و فحش دادن را من از تو بهتر بلدم. بلدی بلند شو، کاسهکوزه کسانی را بشکن که «انسان» را به سخره گرفتهاند. من نگران نان شبمان نیستم.
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا