خرید بک لینک

+ آتش زبانه زد... از خانه علی... در بین شعله سوخت... پروانه علی... افتاده از نفس... همسنگر علی... یک آیه شد جدا... از کوثر علی...


+ ای وااااای مادرم.......


+ من اگر شیعهم، پس بار این شیعگی کجاست؟ ...؟


+ کماکان زورآزمایی حوزه و دانشگاه...


+ علی بعد فاطمه...


+ غدیر میتوانست عید باشد... ببخشید مولا که ما در عید شما هم غم میخوریم.. اما غدیر ختم میشود به همان کوچهای که... به همان محرابی که.. به همان سرداری که.. به همان گودالی که... به همین تهران. به من. به همین غیبتی که...


+ کاش دلم صاف میشد. میگفت دل فقط جای یک نفر است و بس...



...

+ پشت این گریه خالی شدن نیست...

برچسب: يك سينه حرف هست, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 17:56

صفحه بندی