خدایا رهامان کن دیگر، بس است دیگر؛ بمیرم دیگر. به خاطر منابع طبیعی خودت میگویم؛ وگرنه من؟ اینچنین که میبینی آنقدر میخوابم و گریه میکنم تا بپوسم.
با تشکر.
پ.ن: از بلندگوهای عرشت «عمو زنجیرباف» محسن چاووشی پخش کن؛ فرشتههات دستهدسته خودکشی میکنند. دمت گرم کلاً با این دنیات.
پ.ن دو: ولی خودمانیمها؛ شیطان عاقلِ مقربین درگاهت بود.
پ.ن سه: فرزانه؛ نیمهشب بیا برویم خیابانگردی، ببینم چه خاکی باید بهسر بریزم..؛ اگر میخوانی.
پ.ن چهار: «من تاریخی غمگینم.» بله؛ تاریخی غمگین.
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا