دنیای مدرن یعنی اگر «ای عشق رودست زدی رفتی، ای عشق تردست شدی مُفتی» را حامد همایون میخواند، جماعت انتلکتوئل روح پدرِ صاحبِ موسیقی را به دادخواهی از او احضار میکردند، اما حالا که نامجو خوانده، خیلی هم خوب، بهبه، تنها صداست که میماند؛ جماعت صدای الاغ هم از حنجره نامجو بیرون بزند میپرستندش؛ نوار کاست میکنند میگذارند توی موزه با این یادداشت: «صدای عرعری که از حنجره زندهیاد استاااااد نامجو در سال دوهزاروسی بهناگهان بیرون جست».
پ.ن: نیا برای من از سبک نامجو توضیح بده، چون ببینمت میزنم پس گردنت آنچنان که به کلکسیون صدای «عر»هات، یک خوشگلش افزوده شود.
پ.ن دو: نامجو فقط همانجا که گفت «مریم از تو مسیح میبارد» و «الکی» و «در سابقهام باد وزان است»؛ باقی همههیچ؛ حالا گذشته از همه اینها، شما، بله خود شما که آخر نشستی؛ بگو بدانم تا حالا با زنی که پل ریکور میخونه آره؟
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا