خرید بک لینک

امروز داشتم همنوایی شبانه ارکستر چوبها را ورق میزدم؛ نوشته «تاریخچهی اختراعِ زنِ مدرنِ ایرانی بیشباهت به تاریخچهی اختراعِ اتومبیل نیست. با این تفاوت که اتومبیل کالسکهای بود که اول محتوایش عوض شده بود (یعنی اسبهایش را برداشته به جای آن موتور گذاشته بودند) و بعد کمکم شکلش متناسبِ این محتوا شده بود و زنِ مدرنِ ایرانی اول شکلش عوض شده بود و بعد، که به دنبال محتوای مناسبی افتاده بود، کار بیخ پیدا کرده بود.»

بیشتر از یک سالِ پیش، توی صفحه مدیریتم یادداشتی نوشته بودم مثل تمامِ یادداشتهای بیدروپیکری که روزانه مینویسم و کسی چیزی ازشان نمیفهمد و میروند تا در چرخه زمان جوریده شوند و شاید روزی کلمات مهمی باشند؛ چیزی نوشته بودم شبیه خُردهجامعهشناسی حاصلِ عقلِ احمقِ خودم، درباره همین حدودِ ظاهر و باطنِ زنِ روشنفکر ایرانی. سر آخر به هیچ نتیجه مشخصی نرسیدم، یعنی نتیجهای که بتواند جملهبندی محکمی داشتهباشد، یا لاأقل بشود خواند و در انتها گفت «جالب بود». تنها یکسری یادداشتِ بیسروته هستند که البته در چشم خودم در اوج کمالند؛ اما فقط در چشم خودم.

یکی از بچّههای کامپیوتر شریف میگفت من میتوانم حتّی برای عواطف آدمی هم مدل بسازم. منظورش این بود که من برای عواطف تو هم مدل میسازم و آنقدر پیچهای عاطفهات را توی مشتم میگیرم که نهت بشود آره. اما حرفش من را به فکر فرو برد؛ مدتیست با خودم فکر میکنم از کی انقدر پیشبینیشده رفتار میکنیم، از کی انقدر شخصیسازیهای روحمان را در جنگِ مدرنیته و مصرفگرایی از دست دادهایم، چه کسی برایمان استاندارد تعریف کرد، چه کسی ما را مجبور کرد در آن استانداردها بگنجیم، چه کسانی اولکسانی بودند که تسلیم استاندارد جهانی شدند و هرکس را که ذرهای از آنها تخطی کرد دستهجمعی هو کردند؛ این فرایند یکسانسازی سود چه کسانی را تأمین میکند؟

مثلاً همین سرویسهای خُردههوشمصنوعی که کمکم کاربر-خریدار را میشناسد و به فراخور روحیهاش پیشنهادهای تحریککننده میدهد، از یکسانسازیها بهره نمیبرد؟ اتاق فکرهایی که پورن استارها را طراحی و عرضه میکنند، از یکسانسازی سلایق جنسی بهره نمیبرند؟ دانشگاهها تجارتخانه یکسانسازی مسیر زندگی نیستند؟ چرا میتوانیم راجع به خوشامد و اخلاق و رفتار کسی صرفاً براساسِ جنسیتش صحبت کنیم؟

مُدلسازی از آدمها یعنی فرد از آدمیتش خارج شده؛ مدل دختر حزبولاهیهای بلهقربانگوی لوس با عاشقانههای مذهبی؛ مدل دختر روشنفکرهای کافهنشین شاعر و نویسنده(!) با سیگاری دردست؛ مدل دخترهای سبُکِ خیابانی با خندههای نوع خودشان؛ مدل خانمهای قری؛ و مدل پسرهای فلان و فلان.

اینهای حملههای جنسیتی نیست، اینها دردهای محو شدن پیچیدگیهای انسان است، دردهای تن دادن به سبک زندگی دیگران، عکسهای شبیه عکسهای دیگران، خانهای شبیه خانه دیگران، جستجو برای یافتن همسری شبیه همسرِ کسانی که خودت را متعلق به مدل آنها میدانی؛ رفتارهای جهان سومی، جهان اولی، رفتارهای آمریکایی، ایرانی، فرانسوی و حیوانی؛ ..؟


اما این زنها که رضا قاسمی در همنوازی شبانه ارکستر چوبها گفته؛ زنهای تهوعآوری که به قول نامجو پل ریکور میخوانند، ادای مقلّدانه مُدلِ خودشان را درمیآورند، لیوانِ نوشیدنی را طور خاصی در دست میگیرند و اگر از بدِ حادثه، ژنتیک یاریشان نکرده باشد و انگشتهای نازک کشیده نداشته باشند، ژستشان خدشهدار میشود، با کتابی همیشه در دست، از سرِ اجبارِ مدلی که به آن متعلق هستند، و دائماً باید خطهای کتاب را هایلایت کنند، میان مردها بنشینند و از گزارههای جدید فلسفی که بهتازگی حفظ کردهاند حرف بزنند، و در جوابِ مردی که از گزارههای فلسفی که بهتازگی حفظ کرده حرف میزند، بهبه و چهچه بگویند.


البته آن عاشقِ کامیپوترشریفی هم مثلِ باقی مکدّر بیمحلیها شد، و رفت، -چند روزیست نیامده شماره خانهمان را بخواهد- ، اما به من گفته بود از همه کتابهایی که خوانده برای شناختنِ من خلع سلاح شده؛ راستش آنقدر پیشِ چشمهایم فروریختنِ شاکله بدیعترینِ انسانها و جا گرفتنشان در بالأخره یک قالب، و تمایلشان برای بودن در بالأخره یک گروه، و داشتنِ یک مدل، را دیده بودم، که یک آن احساس کردم با خودم صادق نیستم؛ من هم یکی مثل همه مدلدارها هستم، شاید فقط کمی، فقط کمی باهوشتر، که بیآنکه خودم باشم، نقشه رفتاری را روی کاغذ نوشتهام که تازه است، هنوز کسی شبیه آن نیست، و من اولین نفری هستم که مثل آن نقشه رفتار میکنم؛ اولین نفری که دیگرانی را تشویق میکند بخواهند به این مدل رو بیاورند؛ من هم یکی مثل همه آدمهای بی شخصیسازی هستم؛ اما یک سردسته. سردسته مدل خودم.



ما، انسانهای مدلهای ظاهری بیمحتوا؛ حیوان..




پ.ن یک: عجب دلِ پُری دارم؛ و چه چیزها که ندیدم این روزها از کسانی که هیچ ازشان انتظار نمیرفت..

پ.ن دو: بله؛ من قبول دارم که توی این سن نباید شرایطمان این باشد. :-خنده هیستریایی.

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 6:32

صفحه بندی