خرید بک لینک

خدایا، در این مدت کارهایی کردهام که شاید شقیترین موجوداتت روی زمین هم، آنها را انجام نداده باشند. من از مناسبات صحبت میکنم، خودت میدانی سر زدنِ برخی اعمال از جانبِ من، برابر با قتل است از جانب دیگری. خدایا، من در اوج استیصالم؛ تو را به آنچه در جهان برایت ارزشمند است سوگند میدهم، من از نابودی میترسم، من از بیش از این بیتو بودن میترسم، تو را به عبادالصالحینت، من را بهتمامی از خودم بگیر اگرچه برای مدتی کوتاه.


دارم خودم را از بین میبرم. تعلل کنی رفتهام، تعلل کنی مُردهام.


پ.ن: اصلا تعلل در ذات خداوند جا دارد؟ خداوند یا میخواهد یا نمیخواهد. گمانم تعلل ریشه در تشکیک دارد، ریشه در بهانه آوردن برای به تعویق انداختنِ کاری. در خداوند اصلا تعلل جا ندارد، یعنی، همان رجای میانِ خوف را هم، که شاید بپذیرد، شاید بگوید «بله»، شاید این بار از همهچیز بگذرد، باید ازدسترفته پنداشت. خداوند همهچیز را از پیش میداند، یا میخواهد یا نمیخواهد، و این حالِ من یعنی ن1ه. نمیخواهد.

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 19:11

صفحه بندی