سرم بیش از اندازه شلوغ است، بیشتر از هروقت دیگری در زندگیام کار روی سرم آوار شده و دچار سردرگمی بینهایتم. دقیقا برای همین است که لم میدهم کنار شوفاژ، زیر پنجره باز رمان میخوانم و قهوه میخورم و فیلم میبینم و بیشتر از همیشه عمرم خوابالوده و بیحوصلهام؛ ایضاً دچار حالات شیدایی، شاید درپی غلبه سودا، که حتی نمیدانم نسبت به کدام آدم ناموجودیست که در جای دیگری از جهان، و طبق حدسهای من در ایتالیا، زندگی میکند.
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا