خرید بک لینک

پس کمی منتظر بمان تا مرگ

خبرم را بیاورد محبوب!

آسمانت همیشه بارانی

خانهات سبز، شعرهایت خوب...



+ .../ مرگ یک اتفاق معمولیست...

+ خانهات سبز، شعرهایت خوب...



#یاسر_قنبرلو


+ سلام محبوب؛ نه اینکه اینها را از سر تنهایی بگویم؛ نه. من آدم تنهایی بودهام. - که خودِ عزیزت هم میدانی - . نه. فقط، گفتم حالا که تابستان دارد میاید، حالا که روزگار دارد طوری مرا تا میزند که فراموش کنم این بازیهای شیرین زندگی را، حالا که نباید هندوانهام را به یاد بوی انجیر کویری دستهات که از آسمان بلند خوشههای ستارهای چیده بودی مزه مزه کنم، حالا که باید یادت را بسپارم به باد، بروم دنبال زندگیم، حالا که توی زندگی مایی که زندگی خصوصیمان هم توی چمدان بود، جایی برای عاشقانهها نیست، حالا که ما در نهایت غم انگیزی مرگ پروانهها یک روز بعد از تولدشان - سرنوشت مختوم پروازهای بالهای کوچک - باید بی آنکه هم را نگاه کنیم، از هم خداحافظی کنیم، حالا که باید تنها تنها برویم پی زندگیهامان، حالا که بغل گوشمان دارند آدم میکشند و دنیا دیگر گل سرخی و درخت انجیری ندارد که من و تو باشیم، حالا که باید تفنگ دست بگیریم، زندگیهای شخصیمان را بریزیم توی چمدان و بی آنکه هم را نگاه کنیم برویم، گفتم حالا، وسط اینهمه خون و گریههای بچههای کوچکی که تازه بی مادر شدهاند و یک عمر بی مادر میمانند، گفتم حالا، دم رفتن، زیرزیرکی از پشت تلاطم بادهایی که عاشقانهها را میبرند، برای خانهات آرزوی سبزی کنم.. بیا سیاست سبز را فراموش کنیم؛ یا اینکه چرا دیگر واژههایمان مثل سابق نیستند را؛ این دمِ رفتنی، قبل اینکه بوته گل سرخت را پرپر کنی و من شاخههای درخت انجیرم را بشکنم، قبل اینکه زندگیمان را توی چمدان بریزیم و برویم دنبال جنگ، بیا این دمِ رفتنی، آن سبزی را که آبی را از آسمانمان گرفت فراموش کنیم، آن سبز قدیمی را به یاد بیاوریم، که قبل از رنگ باختن گل سرخت، یک دم، این دم رفتنی که دمی بیشتر طول نمیکشد، عاشق هم بشویم... که بعد، خانهات سبز، شعرهایت خوب...

راستی؛ جنگ شعرهایمان را هم از ما میگیرد؟


+ میدانی؟ هیچ وقت نمیشود به دلتنگی فهماند که حالا وقتش نیست... اما، جان خودم و خودت؛ حالا وقتش بود؟

رفیق... رفیق... رفیق.. فردا میشود چهل روز! چندتا چهل روز داشتهایم ما؟ بیچاره ما... چهل روز نبودیم، دوباره چهل روز از سر! چندمین چهل روز است که نیستیم؟ توی مرامنامه کداممان نوشته بود چهله به چهله، نباید باشید؟ چهل روز نباشید، باز چهل روز از سر! رفیق... نمیشود به دلتنگی فهماند... شب است دیگر... مثل این است که به شب بگویی شب نباش.


+ و تو چه میفهمی گل سرخ چیست؟ و تو چه میفهمی درخت کویر اگر از پا در بیاید یعنی چه! وما ادرئک مالعشق؟!

برچسب: نگرانم نباش من خوبم, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 18:01

صفحه بندی