همینجوری خودمونی و بی حال و فقط محض اینکه گفته باشم...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 18:00
قبل از همه چیز، بابت این پست عذرخواهی میکنم. امروز توی توییتر، ریتوییت یکی از فالویینگهامو دیدم، با هشتگ #فرهنگ_سازی و با این مضمون که اگر یک خانم در فلان و بهمان شرایط قرار داره حق ندارید برای رابطه جنسی بهش اصرار کنید. و یک پوستر هم ضمیمه توییتش بود که از روی اون حدس زدم ماجرا داخلی نیست. Its not ...
به تو؛ که همسفرم هستی...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:59
بهتر است با این بخوانی. تو هم مثل من خسته بودی. من و تو همانهایی بودیم که پشت نیمکتها جا نمیگرفتیم، اما تو جرئت داشتی. من ده سال از ترسِ آبرو، از ترسِ تحقیر، مشقهایم را کم و بیش نوشته بودم و لباس فرمم را با خط اتو، اتو کشیده بودم و تا جایی که بلد بودهام آرام نشستهام سر کلاس. حالا بماند آنهایی که تا ...
بدون عنوان
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:59
چیژی نشده. طبق معمول به سرم زده.
سرکار خانم ابتکار؛ خبر جدید!
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:59
ایلام دفن شد. + فقط هم مخصوص این دولت نیست. + روزگاری شد و کس آدم با عرضه ندید! حالیا چشم سازمان بهداشت جهانی نگرانِ هم وطنهای من و توست. + گرچه اونا هم برن کشکشونو بسابن...
عوضیها
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:59
ما هیچ وقت نمیتوانیم در یک روز ابری که داریم میرویم سرِ یک قرارِ خوب، walk of ordibehesht دال را گوش کنیم و خوشبخت باشیم. چون پولِ توی جیبمان سنگینی میکند که: مرا بفرست به سازمان ملل و برایشان بنویس:«یک کافه هست توی ولیعصر که زیر شیشه میزهایش شعر دستخطی گذاشته. بیست روز دیگر میخواستیم با رفیقم برویم...
حال هجران تو ندانی؛ چه پریشان حالیست...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:59
...
بخوانید
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:59
من چی بگم به یگانه آخه؟
دل موضع صبر بود و بردی...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:58
استاد میگفت مؤمن میتونه بی اجازه از مالِ برادرِ مؤمنش برداره. ما که مؤمن نبودیم اما به حکم ظاهر مشابه مؤمن ما، دلی که بردی حلالِ حلالِ حلال... کی بود میگفت دلبر غاصبه؟ خیر... اگر هم باشه، به حکم تظاهرم به ایمان منم شریک غصبم! ما که چیزی جز دل نداشتیم... بفرما! اینم حَکَم. از این به بعد اگر از روزگار...
طرف پزِ نشستن پایِ منبر فلانی رو میداد...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:58
با سر افتاد تو لجن! #شصت
جای مردان سیاست بنشانید درخت...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:58
تا هوا تازه شود! #سهراب_دیگه! :| + دستتونم درد نکنه. + از دین جز عشق نفهمیدم، به سبب سیر فراق و وصالی که داشت؛ و فراق و وصال خاصه در عشق رخ میدهد. و تا آن زمان که سیاست ما، سیاستِ مکاتبِ انسانِ پابریدهی خستهی محتاج به دوش کشیده شدنِ تا ابد علیل است، درخت که هیچ، دو سیب آلبالو هم جای مردان سیاست بنشا...
به قولی، میفرماد: منم باید برم... آره برم، سرم بره... - فاقد ارزش خوانش
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:58
حاجی!اونجایی که خودت تا نخوای، نِمیری، همونجایی بود که تو بودی. خدایی عظمتو میبینی؟ اونایی که میخوان هم به زور میرن! چه برسه به اونایی که نمیخوان... حکما تیر و ترکش باید طلبیده بشن. حکما تیر و ترکش وسیلهن. حکما اونی که - نه از سر کم آوردن توی زندگی - تیر و ترکش میطلبه، خیلی وقته شهید شده... حکما شهی...
جای عاشقانههای در گلو ماندهام برای علی
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:58
وضعیت بغرنج (؟) تر از این به عمرم ندیده بودم! با سیر صعودی لحظه به لحظه به سمت... دعا کنید. دعا کنید این وسط لااقل کسی زیر خاک نرود. + دفعه اول که به همه گفتم و نشد، این بار تا وقتی از عوارضی قم رد شدم به هیچکس جز فاطمه نگفتم. به فاطمه هم همان صبحی که وسیله جمع کرده بودم و... اما باز نگران بودم. کار...
الا علی الدنیا بعدک العفا، یا عشق...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:58
چیزی ندارم از تو بگویم و عشقم به تو، در واژهها و شعرهای هیچکس نبود. قید زبان الکنم را هم که زدم... من میمانم و تو. من میمانم و دل. دلم و تو. غلط بکنم بعد از این اراده کنم عشقت را توی واژهها بریزم. دیگران بمانند و کلمههاشان، دلم بماند و تو. الا علی الدنیا بعدک العفا، یا عشق...
ما را تو میشناسی...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:58
سلام سید. حرف زیاد است و دلتنگی بسیار... فقط همین که بگویم، من دلخوشم به حرفهایت... «خون پیکره حق در طول تاریخ از قلب عاشور است که سرچشمه میگیرد و اگر حقیقت را بخواهی هنوز روز عاشورا به شب نرسیده است کاروان تاریخ روان است و یاران عاشورایی سیدالشهدا علیه السلام یکایک از صلب پدرانشان و رحم مادرانشان پ...
..
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:58
یه جوری دلم برات تنگ شده که... + همین تک جملهها را مینویسم اینجا، که بعدها بدانم چندتا مرگ از سر گذراندهام.
ساعت سه و شش دقیقه بامداد
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:57
از تشنگی بیدار شدهام. آسمان نیلیست و بوی نان سنگک برشته پرکنجد میآید. - کنجد سیاه - . دلتنگم، دلتنگم، دلتنگم. چقدر به امشب میآید که صبحش، تو بیایی...
نرو... برو... نرو... برو...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:57
نمیتونم درس بخونم. به جهنم. + خاک بر سر درسی که نمیذاره برم...
همین.
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:57
تف و صد تف به گزارشنویسی.
جهزوا
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:57
ملاجئکم.
همینه که هست.
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:57
دوست دارم دیر برسم اصلا. سه نمره همهتونم به جهنم.