وضعیت
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 13:45
مامانم اینا رفتن قم. تنهام. دارم از شدت دلتنگی برای چایی میمیرم ولی حالشو ندارم درست کنم. به دیدنم که میای، برام به جای شراب، چایی بیار، که مزه مزه کنم، نفس کشیدنتو. آه، لعنتی، نفست بوی چایی عطری میده. چمیدونم، بوی شراب میده. بوی مستی میده. حالا ما که مؤمن نیستیم ولی میفرماد: الشای خمر المؤمنین.. بی...
آخ!
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 13:45
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بدون هیچ دلیلی، خاک تو سر جلیلی
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 4:04
پاسخ:معلومه، اون حرکت که صددرصد محکومه. مسئله اینه الان کسانی دارن به «ما»یی که اتفاقا از اون جمع اندک اظهار برائت هم کردیم، انگ بیادبی میزنن که خودشون بی ادبترین آدمان. نه، میدونید، اینا دوست دارن جماعت حزبالله رو متوحش ببینن. چون در اون صورت میشن جبهه آزادیخواه دموکرات میانهرو، و میتونن حتی
خدا حافظ
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 4:04
نحیتنی، او لعلک رایتنی مستخفّا بحقک فاقصیتنی، او لعلک رایتنی معرضا عنک فقلیتنی، او لعلک وجدتنی فی مقام الکاذبین فرفضتنی، او لعلک رایتنی غیر شاکر لنعمائک فحرمتنی، او لعلک فقدتنی من مجالس العلما فخذلتنی، او لعلک رایتنی فی الغافلین فمن رحمتک ایستنی، او لعلک رایتنی فی مجالس البطّالین فبینی و بینهم خلّیت
منظورم این بود
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:14
شلوار لی استیو جابزی. یک بار داییم بهم گفت که بیل گیتس و استیو جابز و مارک زاکر برگ و... همیشه یه جور لباس میپوشیدن، برای اینکه فکرشونو جای «چی بپوشم» هر روز صبح صرف چیز دیگهای میکردن. فکر کنم این تنها شباهتمه به آدمای خوشفکر متوقفناشدنی. وقتی میگن استیو جابز تو ذهن همهمون یه تیشرت سیاه،
کاشهای بی صاحب
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:14
تمام حجم چشمهای کسی که به من نگاه میکند، لبریز یک خسرِ دستوپادار میشود که از ته قلب آرزو میکند کاش عید امسال برمیگشت، کاش اردوی عید برمیگشت.
تسلسل - فاقد ارزش خوانش
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:14
احساس عقبماندگی میکنم. احساس میکنم از هم سنهام عقب افتادهام. احساس میکنم این کتابها کم بوده، آن شببیداریهای بهفکرگذشته کم بوده، احساس میکنم همه آنچه هستم یک موجود بی ارزش بی مصرف است که حتی توان ندارد خودش را آرام کند. همه آرامشها به صورت مقطعهای دقیقهای درآمدهاند و دوستداشتنیترین آ
درس خواندن زیر باد کولر
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:14
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
لحظهنگار - فاقد ارزش خوانش
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:14
نمیدونم این حالت تهوع فجیع چرا رفع نمیشه. هرکاری تونستم کردم اما انگارنهانگار. نسبت به دیروز آرومترم اما بازم تمرکز ندارم. میدونم قرار نیست حساب کنم، میدونم و تجربه کردم اینا هیچ ربطی به معادلات نداره. اما ویژگی انسانه، یادش میره..
دیکتاتور
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:14
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برای تو در دوردستها
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:14
از آنجا که پشت چشمهای این منِ هرچند ضعیف، هرشب یک بغضِ خوابیدهست در بزرگداشت دردِ «انسان»، و از آنجا که شعر را خواستهام برای «رجز»، احساس را خواستهام برای شعله کشیدن در رثای شانههای خسته از تحمل «بار امانت» و عقل را خواستهام برای استغراق در مفهوم «آزادی»، - آنجا که مشتها گره میشوند برای آ
جوابیه !
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:14
میدانی ملیکا، آن روز که از مدرسه زنگ زدند و گفتند شیمیم را افتادهام، مامان بهم گفت که ارزش هیچ چیز را ندارم. گفت باید در رفتارهایم با تو تجدید نظر کنم. گفت از چشمش افتادهام و یک موجود بی مصرف بهدردنخورم. حتی اگر این حرفها فقط حرف بوده باشند، به عنوان دختری که بیشتر روزهای عمرش را از پدر و «رف
سوژه
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:14
علاوه بر تمام مستندهایی که حتی ریزبهریز طرحشان را هم نوشتهام، باید یک مستند بسازم با این مضمون: چرا پروتکل یهود دروغ نیست؟ علیالحساب، شما این نوشته را از عبدالله شهبازی بخوانید و ببینید قانعکننده است؟ چرا پروتکلهای بزرگان یهود جعلی است؟
انصافا فاقد ارزش خوانش - صرفا جهت ثبت
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:14
احساس میکنم لایه سطحی دغدغههام برداشته میشه. راستی؛ چقد طول میکشه آدم بفهمه به خاطر خوردن قهوه تاریخمصرفگذشته میمیره یا نه؟ قهوهم تموم شده بود، و از اونجا که حال نداشتم تا فروشگاهی که همیشه ازش خرید میکنیم برم، رفتم از یه جای نزدیک قهوه خریدم ولی اصلا تاریخشو نگاه نکردم. تاریخ انقضاشو زده یک
در یاب
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:09
روزی که میآید آن صدای درخشاندلخوشی بودنِ من است، همارهشب که میاید، من و طنین صدایتتا به دگر روز، تا صدای دوبارهاینک، آه ای صدای مخملی دوست!من همه تو هستم و تو من به تمامیزندگی من صداست، زندگی مندر تو خلاصهست، ای صدای گرامی!گرچه صدایت مرا عزیزترین است،از همه حتی ز جان، ولی سخن این نیستحرف من این
تفأل
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 0:54
چند سالِ پیش از آن بندههای شیرینت بودم که میدانم بیشتر از باقی دوست داشتی حرفهام را بشنوی. خوب بلد بودم دلبری کنم از تویی که من را ساختهای برای خودت. زبانِ الکنِ امروزم آن روزها صاف و ساده میچرخید به سمتِ تو. راست آنکه هرچه هم خواستم دادی. ناز میکردم، ناز میخریدی! سختی زیاد کشیده بودم اما آن
بازخوانی یا «بگذار حالا از دردها نگویم» یا «بگذار تا وقتِ دریا شدن در خودمان بباریم علی الحساب».
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 0:54
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
عشقای قبل از تو، سوء تفاهم بود
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 0:54
+ روحانی هم اگر هستید باسواد باشید. وگرنه شرتونو از سر خودتون و این اسلام بدبخت تیکه پاره شده کم کنید اجالتا. ممنون. + بعد امام، رهبری و استاد صفایی حائری، باقی روحانیها فقط یه شوخی بودن. حالا توقع ندارم مثلا یه عینصاد دیگه متولد شه، ولی خب آدم میبینه.. اصن ولش کن.
لعنت به اول تا آخرش .
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 11:26
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
خندههای تو همه فرصت زندگیم بود .
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 11:26
امروز آخرین امتحان را دادم. البته به شرط اینکه شیمی را پاس کنم. (بله؛ بنده حقیر از گریه برای نوزده و هفتاد و پنج به اینجا رسیدهام). خبر نداشتم امتحان دینی داریم! زنگ زدند خانه و رفتم امتحان دادم. امروز هم که فیزیک، بی آنکه لای کتاب را باز کرده باشم. و تمام. قبلا حرفهایم را زدهام. فکر میکنم بی